به عمومشان وامىگذارند .
سپس مرحوم مصنّف مىفرماين :
البتّه اصوليّون اين بحث را بطور صريح و آشكار در خصوص مستثنى طرح نموده چنانچه ما نيز مثال به آن آورديم و سپس آنچه در آن از اقوال و استدلالات ذكر مىشود در ساير وجوه تخصيص جارى مىنمايند و ما نيز در اينجا چون بصدد تحقيق مسئله به روش ايشان هستيم لا جرم طريقه جاريه بين حضرات را تغيير نداده و مانند ايشان در بحث وارد مىشويم تا خصوصيّات و جزئيّات بحث از ما فوت نشود .
قوله : سواء كان جملا : مثل اينكه گفته شود :
اكرم العلماء و تصدّق بالفقراء و سلّم على الهاشميّين الّا الفسّاق منهم .
قوله : او غيرها : يعنى جملگى در يك جمله وارد شده باشند همچون مثال سابق .
قوله : و صحّ عوده الى الكلّ : ضمير در « عوده » به مخصّص راجع است .
قوله : و هل يخصّ معه الباقى : ضمير در « معه » به اخير راجع است .
قوله : او يختصّ هو به : ضمير « هو » به مخصّص و ضمير مجرورى در « به » به اخير راجع است .
قوله : الى انّ الحال فيها : ضمير در « فيها » به انواع مخصّصات عود مىكند .
قوله : بالخروج عنه : ضمير در « عنه » به منهج راجع است .
قوله : لاحتياجه الى تغيير اوضاع الاحتجاجات : ضمير در « لاحتياجه » به خروج راجع است .
متن :
فنقول ذهب قوم الى انّ الاستثناء المتعقّب للجمل المتعاطفة ظاهر فى رجوعه
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 854
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٥٤