ضمن چند جمله بوده يا چنين نباشند و فرض كنيم كه عود مخصّص به تمام آنها صحيح است .
در چنين موردى عام اخير قطعا مخصوص است و آيا با آن باقى عمومات مورد تخصيص واقع شده يا تنها اخير به آن اختصاص دارد اقوال و آراء در آن متعدّد مىباشد .
عادت اصوليّون بر اين جارى شده كه خلاف و استدلال را در خصوص دنبال آمدن استثناء فرض مىكرده و سپس در باقى انواع مخصّصات مىگويند حال آنها همچون استثناء است .
و ما نيز بر طريق ايشان مشى كرده تا بدين ترتيب برخى از خصوصيّات كه احتمالا به واسطه تغيير روش ممكنست فوت گردد محفوظ مانده و همچون ديگران اوضاع احتجاجات و استدلالات را مراعات كرده و در اينجا مىآوريم .
[ در پاره اى از متعلّقات بمخصص ]
تفصيل
قاعدهاى كه در اينجا مطرح است اينكه :
اگر عمومات متعدّد بدنبال هم درآمده و بدنبال جملگى مخصّصى وارد شود قطعا عام آخرى تخصيص خورده و در آن شبههاى نيست منتهى محلّ صحبت در عمومات ديگر است كه آيا آنها نيز علاوه بر آخرى مورد تخصيص بوده يا اين امر تنها باخير اختصاص دارد .
مثلا در عبارت اكرم العلماء و الشعراء و التّجّار الّا الفسّاق منهم قطعا تجّار به « الّا الفسّاق » تخصيص خورده و اكرام در ايشان منحصر است به عدول امّا شعراء و علماء در تخصيص خوردنشان اختلاف است برخى آنها را نيز مورد تخصيص قرار داده و بدين ترتيب تمام عمومات را مخصوص قرار مىدهند و بعضى ديگر تخصيص را در خصوص اخير منحصر نموده و عمومات ديگر را