بيان ملازمه
ثابت است كه عامّ حقيقت در عموم و كلّ افراد مىباشد و بدون شكّ بعض و باقى افراد با آن از نظر مفهوم مخالف است و بحسب فرض عامّ را در آن نيز حقيقت قرار داديم پس لازم مىآيد كه لفظ عامّ در دو معناى مخالف حقيقت باشد و معناى مشترك لفظى همين است .
بيان انتفاء لازم
امّا بيان انتفاء لازم اينست كه :
فرض كلام در جائى واقع است كه لفظ مشترك بين كلّ و باقى نبوده بلكه از نظر اصل وضع اختصاص به كلّ افراد داشته باشد .
قوله : انّه لو كان حقيقة فى الباقى : ضمير در « انّه » به لفظ عموم راجع است .
قوله : كما فى الكلّ : يعنى همانطورىكه در كلّ حقيقت است .
قوله : لكان مشتركا بينهما : ضمير در « كان » به عامّ و در « بينهما » به كلّ افراد و باقى راجع است .
قوله : و اللّازم منتف : مقصود از « لازم » مشترك لفظى بودن عامّ بين كلّ و باقى مىباشد .
قوله : بيان الملازمة : يعنى ملازمه بين حقيقت بودن در باقى و مشترك لفظى بودن .
قوله : انّه ثبت كونه للعموم : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » بوده و ضمير در « كونه » به عامّ راجع است .
قوله : و لا ريب انّ البعض مخالف له : مقصود از « بعض » باقى افراد پس از تخصيص بوده و ضمير در « له » به كلّ افراد عود مىكند .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 788
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٨٨