امر به جميع وقت مقيّد است و تقيّد آن بجميع وقت را به دو نحو مىتوان تصوير نمود :
الف : آنكه مقصود اين باشد كه تمام اجزاء فعل در كلّ اجزاء وقت قرار گيرد مثلا ابتداء نماز ظهر كه تكبيرة الاحرام است در اوّلين جزء از وقت و سلام كه آخرش بوده در پايان وقت يعنى جزئى كه پس از آنوقت اختصاصى عصر داخل مىشود واقع گردد و بدين ترتيب يك نماز ظهر در تمام اجزاء وقت بخواند .
ب : مراد اين باشد كه از اوّل وقت تا پايان آن نماز را آنقدر تكرار كند تا اجزاء وقتى تمام شوند نحوه اوّل باجماع علماء باطلست و هيچ فقيهى برطبق آن فتوى نداده بلكه وجوبش را جملگى نفى مىكنند و امّا نحوه دوّم آن نيز قطعا و يقينا مراد و مطلوب نمىباشد و بتصديق تمام فقهاء تكرار به آنطورى كه ذكر شد واجب نيست .
از طرف ديگر در نفس صيغه امر دليل و قرينهاى وجود ندارد كه وجوب را به اوّل يا آخر و يا جزء معيّنى از اجزاء وقت اختصاص دهد بلكه ظاهر آن به ملاحظه اطلاقى كه دارد اساسا تخصيص را نفى مىنمايد چه آنكه بديهى و ضرورى است اطلاق امر دلالت دارد بر اينكه نسبت فعل به هريك از اجزاء وقت علىالسّويّه مىباشد بنابراين اختصاص دادن واجب را باوّل يا آخر وقت كلامى غير صحيح بوده و تحكّمى باطل مىباشد .
تقرير دوّم
اگر وجوب اختصاص بجزء معيّنى داشته باشد از دو حال خارج نيست :
1 - جزء معيّن آخر وقت فرض گردد .
2 - جزء مزبور اوّل وقت محسوب شود .