تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
نفى گردد . و بتقرير ديگر : در مثال نماز ظهر مىتوان گفت از اذان ظهر تا آخر وقت اگر فى المثل مكلّف بتواند سىتا نماز ظهر بخواند هركدام از اين افراد واجب بوده منتهى بوجوب تخييرى نظير مخيّر بودن مكلّف بين اطعام شصت فقير و روزه شصت روز و اعتاق عبد با اين فرق كه اين سه فرد زمانشان در عرض يكديگر بوده ولى افراد نماز ظهر زمان و ظرف هريك در طول ديگرى واقع است و باصطلاح تخيير بين آنها طولى است نه عرضى . سپس مرحوم مصنّف مىفرماين : اگر مكلّف واجب موسّع را در ابتداء وقت نياورد و بدين ترتيب فرد اوّل را ترك نمود كلام در اين واقع مىشود كه آيا بر وى لازم است بر اتيان فرد بعدى كه در طول فرد متروك قرار دارد عازم و قاصد باشد يا دليلى بر لزوم اين قصد و اراده در دست نداريم ؟ مرحوم سيّد مرتضى فرموده‌اند : عزم و قصد بر وى لازم مىباشد و طبق حكايتى كه از مرحوم محقّق حلّى شده شيخ عليه‌الرّحمه نيز آن را اختيار كرده‌اند و به تبعيّت از اين دو بزرگوار ابن زهره و قاضى بن برّاج و گروهى از معتزله نيز به همين رأى معتقد شده‌اند . در مقابل اكثر علماء شيعه وجوب عزم را انكار نموده‌اند از جمله مرحوم محقّق و علّامه كه از نظر ما نيز اقرب همين رأى مىباشد در نتيجه ما در اين مسئله دو ادّعا داريم : الف : تساوى جميع اجزاء وقت در وجوب و نبودن فرق بين اوّل و وسط و آخر وقت . ب : عدم وجوب عزم و قصد بر اتيان فعل در زمان متأخّر . قوله : الاتيان به فى اوّل الوقت : ضمير در « به » به واجب راجع است .