ترجمه :
مختار مرحوم مصنّف
از نظر ما حقّ اينست كه تمام اجزاء وقت در وجوب باهم متساوى و در يك عرض مىباشند به اين معنا كه مكلّف مىتواند فعل را در اوّل و وسط و آخر وقت انجام دهد و در هر جزئى كه واقع شود ذاتا و اصالتا واجب مىباشد و در اين حكم فرقى نيست بين اينكه مكلّف بر صفت تكليف باقى بوده يا باقى نباشد ، پس درحقيقت فعل مزبور راجع به واجب مخيّر است .
و امّا اينكه اگر مكلّف فعل را در اوّل وقت ترك نمود بر او واجب باشد كه بر اداء آن در زمان ثانى و در وسط عازم و قاصد باشد يا چنين عزم و قصدى لازم نيست ، بايد گفت مرحوم سيّد مرتضى فرموده است :
اين قصد واجب بوده و شيخ ( ره ) نيز بنا به نقلى كه محقّق ( ره ) نموده آن را اختيار كرده است و سيّد ابن زهره و قاضى سعد الدّين ابن البرّاج و جماعتى از علماء معتزله نيز به تبعيّت از ايشان همينطور فرمودهاند .
و اكثر علماء قائل به عدم وجوب بوده كه از جمله ايشان محقّق و علّامه ( رهما ) مىباشند و از نظر ما نيز حقّ همين است .
پس از آنچه در مقام اختيار نمودهايم دو ادّعاء براى ما ثابت مىشود :
تفصيل
مرحوم مصنّف مىفرماين :
در قبال اقوال مذكور بايد بگوئيم حقّ از نظر ما اينست كه تمام اجزاء وقت در وجوب باهم متساوى بوده و مكلّف در آوردن فعل در هريك از اجزاء مختار است چه ابتداء و چه وسط و چه آخر وقت باشد و فعل در هر جزئى كه واقع شود متّصف بوجوب بوده و از توصف به آن ذاتا خارج نيست و در اين معنا فرقى نيست بين اينكه مكلّف تا آخر وقت بصفات تكليف يعنى علم و قدرت و اختيار و عقل و اشباه آنها باقى مانده يا اين شرائط از وى سلب و