عين حال اين قائلين گفتهاند خواندن آن در قبل از وقت به منزله اخراج زكات پيش از وقت است كه عمل مستحبّى بوده و درعينحال واجب با آن ساقط مىگردد .
3 - پارهاى ديگر از ايشان گفتهاند در واجباتى كه توهّم توسعه در آنها مىشود وقتشان همان خصوص آخر وقت بوده كه اگر پيش از آن و در اوّل وقت آورده شوند بطور معلّق واقع مىشود لذا اگر مكلّف و فاعل تا آخر وقت به صفات تكليف از قبيل قدرت و اختيار و عقل باقى ماند كشف مىشود كه وى واجد تكليف بوده و عملى را كه انجام داده در حقّش واجب بوده است ولى در غير اين صورت معلوم مىشود كه عمل براى وى مستحبّ بوده است .
البتّه اين دو قول اخير را برخى از اهل سنّت قائل بوده و احدى از علماء شيعه به آن متمايل نشده است .
قوله : فى وقت يفضل عنه : جمله « يفضل عنه » صفت است براى « وقت » و ضمير مستتر در « يفضل » به وقت و ضمير مجرورى در « عنه » به فعل عود مىكند .
قوله : و يعبّر عنه : ضمير مجرورى در « عنه » به « الفعل » راجع است .
قوله : و به قال اكثر الاصحاب : ضمير در « به » به جواز راجع است .
قوله : و انكر ذلك قوم : مشاراليه « ذلك » جواز مىباشد .
قوله : لظنّهم انّ ذلك يؤدّى : مشاراليه « ذلك » جواز تحقّق واجب موسّع مىباشد .
قوله : انّهم افترقوا : ضمير جمع به منكرين جواز راجع است .
قوله : الّتى ظاهرها ذلك : ضمير در « ظاهرها » به اوامر راجع بوده و مشاراليه « ذلك » توسعه مىباشد .
قوله : و هو الظّاهر من كلام المفيد : ضمير « هو » به قول اوّل راجع است .
قوله : انّه مختصّ به آخر الوقت : ضمير در « انّه » به وجوب راجع است .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 454
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٥٤