ب : بعضى ديگر گفتهاند وجوب اختصاص به آخر وقت دارد ولى اگر مكلّف آن را در اوّل وقت انجام داد جارى مجرا و به منزله جلو انداختن زكات بوده در نتيجه عمل مستحبّى مىشود كه واجب به واسطهاش ساقط مىگردد .
ج : گروهى ديگر گفتهاند وجوب به آخر وقت اختصاص دارد ولى مكلّف وقتى آن را در ابتداء بجاى آورد فعل بطور معلّق و مراعى واقع مىشود ، پس اگر مكلّف تا آخر وقت بر صفات تكليف باقى ماند معلوم مىشود كه واجب واقعى را اتيان كرده و اگر از صفات تكليف خارج شد كشف مىگردد كه عمل انجام شده فعل مستحبّى بوده است .
مرحوم مصنّف مىفرماين :
اين دو قول اخير را احدى از علماء ما قائل نشدهاند و صرفا برخى از عامّه به آن گرويدهاند .
تفصيل واجب موسّع و آراء علماء در آن
در اصطلاح اصوليّون واجب موسّع به فعل واجب و لازمى گويند كه زمان انجام آن بمراتب كمتر از وقتى است كه برايش معيّن كردهاند مانند نماز ظهر و ساير نمازهاى يوميّه چه آنكه نماز ظهر مثلا در ظرف پنج دقيقه قابل انجام دادن است و حال آنكه وقتش از اذان ظهر تا چهار ركعت به غروب مانده ادامه دارد كه در اين مدّت تعداد زيادى نماز ظهر مىتوان خواند .
مرحوم مصنّف در عنوان بحث مىفرماين :
اينگونه از واجب هم امكان ثبوتى داشته به اين معنا كه عقل از ثبوت و