اين نزاع و اختيار دو قول مبتنى بر اينست كه :
معناى « افعل » چه مىباشد ؟
اگر به معناى اينست كه فعل را بجاى بياور و اگر در زمان پس از امر عصيان نمودى در زمان بعد بجاى بياور و همچنين نسبت به ازمنه بعد .
قطعا بر مكلّف عاصى لازم است فعل را در زمان بعد اتيان نمايد و تكليف از وى ساقط نمىباشد و اگر معناى « افعل » اينست كه فعل را پس از امر بجاى بياور بدون اينكه كوچكترين تعرّضى نسبت به ازمنه بعد داشته باشد واضح است كه تكلّف پس از عصيان دليلى بر وجوب اتيان فعل نسبت به ازمنه بعدى ندارد و تكليف از وى ساقط مىباشد .
بنابراين بايد گفت مسئله لغوى بوده و لازمست به فرهنگ لغات رجوع شود تا بدينوسيله معناى صيغه « افعل » مشخّص و محرز گردد .
مرحوم مصنّف پس از ذكر اين كلمات از مرحوم علّامه مىفرمايد :
پيش از ايشان بعضى از سنّىها نيز اين كلام را گفتهاند و در واقع ابداع جناب علّامه ( ره ) نمىباشد و بدنبال آن بايد بگوئيم :
اگرچه اين كلام فى حدّ نفسه كلام درست و صحيحى مىباشد منتهى براى رفع مشكل اينجا چندان كارگشا نيست زيرا اشكال و ايراد در مدرك اين دو وجه بوده نه در خود آنها فلذا بر ما واجب است كه فحص و تحقيق را صرف مدرك آن دو بنمائيم .
قوله : فهل يجب عليه الاتيان به فى الثّانى : ضمير در « عليه » به مكلّف راجع است و مقصود از « الثّانى » زمان ثانى مىباشد .
قوله : احتجّوا للاوّل : يعنى رأى اوّل كه وجوب اتيان فعل در ازمنه بعدى باشد .
قوله : و ذلك يوجب استمرار الامر : مشاراليه « ذلك » فاعل بودن مأمور بطور مطلق مىباشد .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 331
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣١