بندهاش دستور داد اسقنى بدون درنگ بنده بايد آب را برايش حاضر كند حال اگر در اوّل زمان نياورد و مخالفت و عصيان نمود بنا بر اين قول مىتوان بگوئيم در زمان دوّم بايد بياورد و اگر در اين زمان نيز مخالفت كرد براى زمان سوّم لازم است اطاعت نمايد و به همين ترتيب يا پس از عصيان در زمان اوّل و نياوردن متعلّق امر ، تكليف ساقط و براى ازمنه بعد وظيفهاى در بين نمىباشد .
بايد گفت در اين مسئله آراء و مسالك مختلف و مضطرب است برخى به رأى اوّل قائل شده و اتيان به مأمور به را در زمان بعد واجب دانستهاند و دليلى كه براى آن آوردهاند اينست كه :
امر صادر از مولى مقتضى است كه مكلّف بطور مطلق موظّف باشد فعل را انجام دهد زيرا مفاد امر اينست كه آمر مأمور را بعنوان فاعل فعل مزبور كه متعلّق امر است قرار داده ازاينرو بر وى لازمست تا هر زمانى كه شده پاسخگوى طلب آمر بوده و فعل را بياورد فلذا اگر در زمان اوّل طغيان نمود و آن را ترك كرد موظّف است براى ازمنه بعدى آن را انجام دهد و هرگز فعل از عهده وى ساقط نمىشود .
دستهاى ديگر از ارباب دانش فرمودهاند :
اگر مأمور در زمان اوّل مخالفت كرد امر ساقط شده و براى ازمنه بعدى تكليفى نيست و دليل بر اين مدّعا آنست كه وقتى قائل شديم كه امر به معناى فور است بايد ملتزم باشيم كه معناى « افعل » ، افعل فى الآن الثّانى بعد الامر است يعنى پس از تحقّق امر زمان بعدش بدون فاصله وقت فعل و امتثال مأمور مىباشد بهطورىكه اگر در اين زمان مأمور به را نياورد واجب را ترك و موجب سقوط امر مىشود اين دو قول با تقريبى كه گذشت به همين نحو در كلام مرحوم محقّق و علّامه حلّى عطّر اللّه مرقدهما وارد شده و هيچيك از اين دو قول را ايشان ترجيح نداده و به تضعيف هيچكدام نيز نپرداختهاند .
ولى مرحوم علّامه بيانى ديگر نيز فرموده كه از نظر مرحوم مصنّف مقبول نيست و آن اينكه :
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 330
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٠