شده يا در ندب حقيقت است .
و اينطور گفته شده كه صيغه افعل براى قدر مشترك بين اين سه ( وجوب و ندب و اباحه ) وضع شده و مقصود از قدر مشترك اذن در فعل است .
و دستهاى نيز چنين پنداشتهاند كه صيغه مزبور مشترك بين چهار چيز است يعنى بين سه امر سابق ( وجوب ، ندب ، اباحه ) و تهديد .
و در آن اقوال ديگرى نيز وجود داشته ولى بهسختى سست بوده و بىاساس بودنشان آشكار و ظاهر است ازاينرو نفعى در ذكر آنها نمىباشد .
تفصيل
از امر نوعا اصوليّون در دو مقام بحث كردهاند :
1 - بحث از مادّه امر .
2 - بحث از صيغه امر .
مقصود از مادّه امر حروف « أ - م - ر » مىباشد ، به اين معنا كه كلمه « امر » موضوع له و معنايش چه مىباشد در آن اختلاف و نزاع است و در اين باب معانى متكثّر و متعدّدى براى آن نقل كردهاند از قبيل « شان » ، « فعل » ، « فعل عجيب » ، « تهديد » ، « طلب » ، « تعجيز » و غير اين از معانى ديگر .
و منظور از صيغه هيئت امر كه غالبا از آن به « افعل » تعبير مىكنند مىباشد .
مرحوم مصنّف از مادّه امر در اين كتاب بحثى به ميان نياورده ازاينرو ما هم آن را تعقيب نكرده و بشرح و توضيح آنچه در اينجا فرموده است اكتفاء مىنماييم .
قوله : و فيه بحثان : ضمير در « فيه » به مطلب ثانى راجع است .
قوله : صيغة افعل و ما فى معناها : صيغه افعل مانند : اغتسل و توضّأ