بيان ملازمه
گفته شد اگر استعمال مشترك در هر دو معنا حقيقى باشد لازم مىآيد كه متكلّم معنائى را هم اراده كرده و هم مريد آن نباشد .
و شرح ملازمه بين اين مقدّم و تالى آنست كه بگوئيم :
لفظ عين در صورت استعمال در طلا و نقره سه معنا دارد :
1 - طلا به تنهائى .
2 - نقره به تنهائى .
3 - طلا و نقره باهم .
و فرض اينست كه لفظ « عين » در هر سه استعمال شده است .
و استعمال لفظ در هر سه فرع بر اين است كه متكلّم هر سه معنا را در استعمال واحدى اراده كرده باشد يعنى هم طلا به تنهائى و هم نقره به تنهائى و هم هر دو را باهم اراده نموده .
البتّه معناى اينكه مىگوييم هر دو را باهم اراده نموده اينست كه طلا به تنهائى و نقره به تنهائى اراده نشدهاند چنانچه معناى اراده هركدام به تنهائى آنست كه هر دو را باهم اراده ننموده است ازاينرو بايد بگوئيم اگر هم هر دو را به تنهائى و هم مجموعا و باهم اراده كرده باشد لازم مىآيد كه طلا و نقره به تنهائى هم اراده شده و هم اراده نشده باشند و اين جمع بين نقيضين است .
قوله : احتجّ المانع مطلقا : چه در مفرد و چه در غير آن ، در مثبت بوده يا منفى باشد .
قوله : بانّه لو جاز استعماله فيهما معا : ضمير در « بانّه » به معناى « شأن » بوده و در « استعماله » به لفظ مشترك و در « فيهما » به دو معنا راجع است .
قوله : لكان ذلك بطريق الحقيقة : مشاراليه « ذلك » استعمال مىباشد .
قوله : اذ المفروض انّه موضوع لكلّ واحد من المعنيين : ضمير در « انّه » به لفظ مشترك راجع است .