است زيرا صيغه تفضيل را كه بر افضليّت موصوفش دلالت دارد در جائى به كار مىبرند كه مفضّل عليه نيز داراى رجحان ذاتى و فضيلتى باشد تا معناى تفضيل مصداق پيدا نمايد درحالىكه مورد حديث مفضّل عليه اقتحام در هلاكت و دخول در آن است و جاى شبهه و ترديدى نيست كه اين امر هيچگونه رجحان و شرافتى ندارد تا وقوف در شبهه نسبت به آن افضل و بهتر باشد ازاينرو كلمه « خير » بر تعيّن احتياط و مرجوحيّت صرف در اقتحام دلالت دارد .
جواب دوّم
از اين فقره يعنى « فانّ الوقوف عند الشّبهة الخ » در برخى موارد همچون مقبوله و صحيحه جميلة بن درّاج به منظور دلالت بر وجوب احتياط استفاده شده چه آنكه در مقبوله آن را علّت براى وجوب ارجاء در شبهات قرار داده و در صحيحه از آن بعنوان تمهيد و توطئه براى وجوب طرح حديث مخالف با قرآن استفاده شده است لذا به قرينه اين دو مورد مىتوان در ساير موارد آن را مستعمل در وجوب احتياط دانست .
نتيجه كلام
نتيجه و خلاصه كلام آنكه لفظ « خير » اگرچه ظهور در تفضيل و استحباب دارد ولى الزاما بايد از اين ظهور رفع يد كرده و آن را در وجوب احتياط مستعمل دانست و شاهد بر اين امر نظير آن در موارد عديدهاى است كه مرحوم مصنّف به چند مورد آن در متن اشاره فرمودهاند كه در اينجا ديگر نيازى بذكر آنها نمىباشد .
قوله : مع انّ جعله تعليلا الخ : ضمير در « جعله » به وقوف عند الشّبهة راجع است .
مؤلّف گويد :
اگر دليل حكم را پس از آن ذكر كنند اصطلاحا علّت و در صورتى كه آن را قبل و پيش از آن بياورند به « تمهيد » و « توطئه » ياد مىشود ازاينرو چون دليل بر وجوب احتياط عبارت « فانّ الوقوف عند الشّبهة الخ » مىباشد و در مقبوله ابن حنظله آن را بعد از « ارجه » ذكر نمودهاند لاجرم از آن در اين حديث بنام تعليل ياد شده و در صحيحه جميلة بن درّاج چون پيش از فما وافق الكتاب فخذوه الخ نقل شده از آن به تمهيد