تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
بلكه اساسا بايد گفت خبر علمى هم از منطوق خارج بوده و هم از مفهوم و بدين ترتيب مىتوان گفت : مفهوم نسبت بمنطوق تعليل اخصّ مطلق شده و لاجرم برآن مقدّم مىگردد .

[ جواب از اشكال بر اشكال دوم ]

اشكال مذكور صحيح نبوده و نبايد به آن تفوّه شود زيرا آنچه در آخر سؤال ذكر گرديد و گفته شد كه مفهوم نسبت به عموم تعليل اخصّ مطلق است و بنابراين بايد برآن مقدّم شود مىگوئيم : اخصّ بودن را قبول داريم ولى ادّعاى ما اينست كه بين ظهور عموم تعليل در عدم جواز عمل بخبر غير علمى عادل و ظهور جمله شرطيّه يا وصفيّه در ثبوت مفهوم تعارض واقعست و بايد مفهوم طرح شده و حكم نمود كه جمله شرطيّه يا وصفيّه از داشتن مفهوم خالى است چه آنكه اين حكم بمراتب سزاوارتر و اولى از ارتكاب تخصيص در عموم تعليل مىباشد . شرح مقصود حاصل اشكال ياد شده اينست كه : قبول داريم كه نسبت بين عموم تعليل و مفهوم ، عموم و خصوص من وجه است زيرا مفهوم مفادش اينست كه در خبر غير فاسق تبيّن و تفحّص واجب نيست اعم از آنكه خبر وى علمى بوده يا غير علمى باشد . و مدلول تعليل آنست كه خبر غير علمى معتبر نيست چه مخبر آن عادل بوده و چه فاسق و بدين ترتيب اين دو يعنى مفهوم و تعليل داراى يك مادّه اجتماع و دو مادّه افتراق هستند به اين شرح . امّا مادّه اجتماع خبر غير علمى عادل است كه مفهوم آن را معتبر نموده و تعليل حكم بعدم اعتبارش مىكند . مادّه افتراق از طرف مفهوم خبر غير علمى فاسق است كه تعليل آن را غير معتبر قرار داده و مفهوم نيز با آن تعارض و اجتماعى ندارد . مادّه افتراق از طرف تعليل خبر علمى عادل است كه مفهوم آن را معتبر نموده و