تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 845

مساهمون:

ص٨٤٥
طرح مىكنند چه رسد در اصول دين . ثانيا : روايت مذكور با دليل عقلى مسلّم و قطعى مخالفت دارد چه آنكه عقل حاكم است پيغمبر و امام بايد از سهو و اشتباه و نسيان و امثال اين امور منزّه باشند زيرا در غير اين صورت اطمينان از وى زائل مىگردد و بدين ترتيب غرض از ارسالش نقض مىگردد . ثالثا : روايت ياد شده با قواعد فقهى تخالف دارد چه آنكه طبق مضمونى كه در اين روايت است حضرت صحبت نموده و پس از استفسار واقعه براى دو ركعت ديگر نماز بلند شدند و لازمه آن اينست كه در بين نماز تكلّم كردن مضرّ نباشد و حال آنكه اجماع فقهاء بر ابطال آن مىباشد . متن : ثمّ انّه يمكن ان يكون الشّبهة الّتى ادّعى العلّامة ( ره ) حصولها للسّيّد و اتباعه هو زعم الاخبار الّتى عمل بها الاصحاب و دوّنوها فى كتبهم محفوفة عندهم بالقرائن او انّ من قال من شيوخهم بعدم حجّية اخبار الآحاد اراد بها مطلق الاخبار حتّى الاخبار الواردة من طرق اصحابنا مع وثاقة الرّاوى او انّ مخالفته لاصحابنا فى هذه المسألة لاجل شبهة حصلت له فخالف المتّفق عليه بين الاصحاب . ترجمه :

مقصود از شبهه‌اى كه براى سيّد مرتضى حاصل شده است

مرحوم مصنّف مىفرماين : ممكن است مقصود از حصول شبهه‌اى كه علّامه براى سيّد و اتباعش ادّعاء فرمود اين باشد كه ايشان پنداشته‌اند اخبارى كه اصحاب به آن عمل نموده و در كتبشان تدوين نموده‌اند آن اخبارى است كه محفوف به قرينه باشد يا ممكنست منظور از آن اين باشد كه شيوخ و بزرگان شيعه كه گفته‌اند اخبار آحاد حجّت نيست ايشان و اتباعش گمان كرده‌اند منظور آنها مطلق اخبار آحاد بوده و لو از طرق اصحاب ما نقل شده و راوى آن موثّق باشد . و يا ممكنست قصد علّامه ( ره ) از عبارت مذكور اين باشد كه مخالفت مرحوم سيّد با اصحاب و علماء اماميّه در اين مسئله ( مسئله حجّيت خبر واحد ) مستند
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 845 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى