چه آنكه اگر شخصى بزنا نمودن يا شرب خمر كردن يا نسبت زنا به ديگرى دادن شخص خبر داده يا ارتداد فلانكس را بازگو نمايد و بمجرّد اين خبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مخبر عنه را كشته يا تازيانه بزند نمىتوان او را نسبت به مخبر عنه اذن خير به حساب آورد بلكه براى او محض شرّ مىباشد خصوصا اگر فعل در واقع از او صادر نشده باشد .
بلى : نسبت به مخبر از حيث اينكه كلامش را متابعت نموده محض خير مىباشد اگرچه مخبر شخص منافق و اذيتكننده آن جناب صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد چنانچه مقتضاى خطاب در « لكم » چنين مىباشد .
در نتيجه بايد گفت خير بودن حضرت براى هريك از مخبر و مخبر عنه صرفا در وقتى است كه مخبر را تصديق نموده به اين معنا كه ظاهرا چنين وانمود كند كه قولش را پذيرفته است و ظاهرا وى را تكذيب نكرده و قولش را بكلّى طرح ننمايد ولى در باطن از مخبر عنه احتياط تامّ بنمايد .
بنابراين اگر خبرى كه بوى دادهاند متعلّق و مربوط است به سوء حال و نيّت زشتى كه مخبر عنه دارد در ظاهر او را نيازارد و امرى كه موجب تأذى وى مىشود مرتكب نگردد ولى در باطن از او برحذر باشد چنانچه مقتضاى مصلحت در داستان اسماعيل كه قبلا گذشت چنين مىباشد .
شرح مقصود حاصل و توضيح اشكال اوّل اينست كه مرحوم مصنّف مىفرماين :
مقصود از « اذن خير » بودن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آيه شريفه يكى از سه معناى ذيل مىباشد :
1 - بگوئيم مقصود از آن قبول كردن آن جناب است به اين معنا كه حكم بكذب افراد نكرده و به آنها سوءظنّ نمىبردند .
2 - مراد از آن قبول به اين معنا است كه حضرتش صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حكم بعدم كذب افراد نموده و مىفرمودند خبرى كه مخبر آورده بحسب اعتقادش با واقع مطابق مىباشد .
3 - منظور از آن قبول به اين معنا است اخبارى كه بسمع مبارك آن وجود
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 745
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٤٥