وقوع ابراهيم بن هاشم در سلسله سندش آن را حسنه تلقّى نمودهاند ، حديث اينطور نقل شده :
اسماعيل فرزند امام صادق عليه السّلام سكّههاى دينار داشت و مردى از قريش قصد داشت كه به يمن برود و اسماعيل مىخواست سكّهها را در اختيار وى گذارد تا با پولهايش آن مرد تجارت نمايد حضرت عليه السّلام باسماعيل فرمودند :
فرزندم آيا بسمع تو نرسيده كه وى شارب الخمر است .
اسماعيل عرض نمود : از مردم شنيدم كه اينطور مىگويند .
حضرت عليه السّلام فرمودند : فرزندم خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايمان به خدا داشته و مؤمنين را تصديق مىكند ، پس وقتى نزد تو مسلمانان به چيزى شهادت دادند ايشان را تصديق نما .
شرح مقصود قوله : و من جملة الآيات قوله تعالى الخ : آيه ( 61 ) از سوره توبه .
شأن نزول آيه اذن در تفسير شريف لاهيجى از على بن ابراهيم روايت نموده كه عبد اللّه بن نفيل منافق به خدمت حضرت رسالتپناه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىآمد و سخنچينى مىكرد و به منافقان خبر مىداد ، جبرئيل حضرت را از اين معنا اطّلاع بخشيد حضرت آن منافق را طلبيده و فرمود كه از تو چنين عملى به من رسيده او قسم خورد كه اين كار من نيست ، حضرت بحسب ظاهر قول او را قبول فرمود و وى را امر كردند كه به منزل خود برود و چون او نزد قوم خويش آمد گفت :
محمّد گوش است ، هرچه بگوئى قبول مىكند ، خداى تعالى او را خبر داد كه من سخنچينى مىكنم ، اين سخن را بسمع قبول تلقّى نمود و چون من انكار آن كردم آن را نيز قبول نمود ، بنابراين حقتعالى اين آيت را نازل گردانيده .
قوله : فى الحسن بابراهيم بن هاشم : يعنى در سلسله سند اين حديث چون ابراهيم بن هاشم قرار گرفته و وى كسى است كه در رجال نه مدح شده و نه مورد مذمّت قرار گرفته است ازاينرو روايت مذكور را اصطلاحا حسنه خوانند .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 743
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٤٣