تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
متوهّم مىگويد : ما فرض مىكنيم كه راوى از اهل علم باشد و به مقتضاى آيه وقتى قبول روايت وى لازم و واجب بود روايت راوى غير اهل علم نيز بايد واجب باشد چون هركسى كه قبول روايت راوى را لازم دانسته بين اينكه وى از اهل علم بوده يا چنين نباشد فرقى نگذاشته چنانچه كسانى هم كه قبول روايت راوى را واجب نمىدانند آنها نيز بين اين دو فرقى نگذارده‌اند پس اجماع مركب قائم است بر فرق نبودن بين راوى اهل علم و غير اهل علم و بدين ترتيب آيه دلالت مىكند بر وجوب قبول قول عادل و لو آنكه اهل علم نباشد .

حاصل دفع

حاصل و خلاصه دفع اين توهّم آنست كه از اهل علم سؤال كردن و طلب نمودن الفاظى را كه از امام عليه السّلام شنيده است و سپس تعبّد نمودن به قولش در الفاظ مزبور اين را سؤال از اهل علم از حيث اينكه مسئول عنه عالم به آن است نخوانند بلكه به آن سؤال از راوى گويند . مگر نمىبينى وقتى به كسى مىگويند وقتى نمىدانى از فقيه بپرس يا وقتى نادانى از طبيب سؤال كن هيچ‌كس از اين عبارت احتمال اين معنا را نمىدهد كه قائل منظورش اين باشد كه اگر بمسموعات و مبصرات خارجى نظير قيام زيد و سخن گفتن عمرو علم نداشتى از فقيه يا طبيب سؤال نما بلكه سؤال از فقيه و طبيب صرفا طلب نمودن آن چيزى است كه اين دو در آن تخصّص داشته و فنّ ايشان محسوب مىشود . بنابراين فرض نمودن راوى را از اهل علم و به مقتضاى آيه پذيرفتن خبرش را واجب دانستن و پس از آن باجماع مركب تمسّك كردن بر وجوب قبول روايت راوى غير اهل علم تكلّفى بيش نمىباشد . متن : و من جملة الآيات قوله تعالى فى سورة البراءة :
وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ ، قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ ، يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ .
مدح اللّه عزّ و جلّ رسوله بتصديقه للمؤمنين بل قرنه بالتّصديق باللّه جلّ ذكره فاذا كانت التّصديق حسنا يكون واجبا .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 741 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى