در اين مثال عبارت « زيرا از ضرر آن در امان نيستيد » علّت است و در حكم يعنى « عدم جواز شرب ادويه » تعميم داده و آن را شامل هر دوائى كه انسان از ضررش مأمون نيست مىنمايد اعم از آنكه نسوان آن را توصيف كنند يا چنين نباشد .
و اينكه در معلول يعنى « لا تشرب الادوية الخ » طائفه نسوان را اختصاص به ذكر دادهاند و از بين تمام جهّال ايشان را انتخاب كردهاند به منظور رعايت و اعتبار نكتهاى عامّ يا خاصّ است كه متكلّم آن را در نظر گرفته و مورد سخن نيز كه آيه نباء باشد از همين قبيل است .
يعنى تعليل وارد در ذيل آيه در دايره حكم تعميم داده و عدم جواز عمل بخبر را شامل هر خبرى كه افاده علم نكند مىنمايد اعم از آنكه مخبرش فاسق بوده يا عادل باشد .
و اينكه در معلول لفظ فاسق را ذكر نمود شايد به اين منظور بوده كه بدينوسيله تنبيه بر فسق وليد شده باشد چنانچه مرحوم محقّق در معارج اين نكته را تذكّر داده است .
سپس در آخر عبارت مرحوم مصنّف مىفرماين :
البتّه اين ايراد ( اشكال و ايراد دوّمى ) مبتنى بر اين است كه مقصود از « تبيّن » تبيّن علمى باشد چنانچه اقتضاى اشتقاق اين كلمه چنين است .
شرح مقصود حاصل مراد از عبارات مذكور اينست كه :
طبق آنچه از مرحوم شيخ در كتاب عدّة الاصول حكايت شده و از ايشان راجع به تمسّك به آيه نباء اشكالى نقل نمودهاند ، اشكال ايشان نيز راجع و ناظر به همين اشكالى است كه اخيرا بعنوان ايراد دوّم نقل شد .
وى در اين كتاب فرموده :
ما از رفع يد نمودن و طرح كردن مفهوم مخالف بخاطر دليل بر خلاف آن هيچگونه مضايقه و منعى نداريم و چون در آيه نباء تعليل وارد در ذيل بر خلاف مفهوم صدر آيه است بنابراين مىتوان به واسطه علّت از مفهوم غمض عين نمود .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 631
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٣١