اراده خصوص افراد نياز به قرينه معيّنه دارد و اين قرينه شهرت و كثرت استعمال مطلق در فرد مىباشد .
3 - دلالت مطلق بر فرد شايع بخاطر آنست كه مطلق در فرد مجاز مشهور مىباشد .
4 - دلالت مطلق بر فرد و عمل اهل عرف برطبق آن از باب قدر متيقن و قاعده اشتغال مىباشد چه آنكه فرد شايع از بين افراد ديگر متيقن الإرادة مىباشد چنانچه اين قول از مرحوم محقّق قمى ظاهر مىشود .
5 - دلالت مذكور از باب تعدّد دال و مدلول است يعنى مطلق بر طبيعت و شيوع اين افراد بر اراده خصوص آنها در ضمن طبيعت دلالت دارد .
مؤلّف گويد :
با توجّه به اقوال مذكور مىگوئيم غلبه استعمال مطلق در فرد شايع در صورتى از امثله قسم اوّل محسوب مىشود كه بحدّ وضع نرسيده باشد چنانچه قائلين بقول اوّل و دوّم چنين مىگويند چه آنكه در فرض مزبور احتمال خلاف ظاهر اساسا داده نمىشود چون لفظ مطلق در فرد شايع نصّ و صريح است .
بخلاف صورتى كه غلبه مطلق در فرد شايع بحدّ حقيقت و وضع نرسيده باشد كه احتمال خلاف ظاهر در آن جارى بوده و بدينوسيله آن را مىتوان از امثله قسم اوّل محسوب نمود .
قوله : الّتى يعتمدها اهل اللّسان : ضمير مؤنث در « يعتمدها » به قرائن راجع است .
قوله : خلاف مقتضاها : ضمير مؤنث در « مقتضاها » به امور راجعست .
قوله : عدّ ذلك منه قبيحا : مشار اليه « ذلك » عدم نصب قرينه بوده و ضمير در « منه » به متكلّم راجع است .
متن : القسم الثّانى
ما يعمل لتشخيص اوضاع الالفاظ و تشخيص مجازاتها من حقائقها و ظواهرها عن خلافها كتشخيص انّ لفظ الصّعيد موضوع لمطلق وجه الارض او التّراب الخالص و تعيين انّ وقوع الامر عقيب توهّم الحظر هل يوجب ظهوره فى الاباحة
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 167
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٧