حجّت و مجعول باشد ولى در درس از اين تفسير عدول فرموده و معتبر را اينطور معنا نمودهاند :
ظنّ معتبر آنست كه در خارج داراى حكم باشد و مقابل آن ظنّى است كه در خارج امرى برآن مترتّب نشود نظير ظنّ به اينكه فلان شخص زيد است .
قوله : بمعنى كونه وسطا الخ : ضمير در « كونه » به ظنّ عود مىكند .
قوله : احكام متعلّقه : ضمير در « متعلّقه » به ظنّ راجعست .
متن : لكنّ الظّنّ ايضا قد يؤخذ طريقا مجعولا الى متعلّقه سواء كان موضوعا على وجه الطّريقيّة لحكم متعلّقه او لحكم آخر يقوم مقامه سائر الطّرق الشّرعيّة فيقال حينئذ انّه حجّة و قد يؤخذ موضوعا لا على وجه الطّريقيّة لحكم متعلّقه او لحكم آخر و لا يطلق عليه الحجّة حينئذ و لا يقوم مقامه سائر الطّرق الشّرعيّة .
فلا بدّ من ملاحظة دليل ذلك ، ثمّ الحكم بقيام غيره من الطّرق المعتبرة مقامه لكنّ الغالب فيه الاوّل .
[ ظن طريقى و موضوعى ]
ترجمه : ولى ظنّ نيز همچون قطع گاهى نسبت به متعلّقش طريق قرار داده شده اعم از آنكه موضوع بنحو طريقيّت براى متعلّقش يا حكم ديگر بوده كه در اين صورت بجاى آن سائر طريق و ادلّه شرعيّه قرار مىگيرد و به آن اطلاق حجّت مىنمايند .
و زمانى آن را موضوع ولى نه بنحو طريقيّت براى متعلّقش يا حكم ديگر ملاحظه نموده و در اين فرض به آن حجّت نگويند و به جايش طرق و امارات شرعيّه قرار نگيرد .
پس در نتيجه بايد گفت لازم است دليلى كه ظنّ را حجّت نموده ملاحظه كرد و نگريست كه ظنّ را بچه نحو دليل و برهان قرار داده ، آيا بنحو طريقى محض يا به طرز موضوع و در موضوع نيز آيا موضوع بنحو طريقى يا وصفى ملاحظه شده و سپس