الف : مقدّمه اوّل آنكه نسبت به احكام مورد ابتلاء يقينا بعلم اجمالى مىدانيم حكم از ناحيه حجّت صادر شده زيرا وظيفه و شأن ايشان اينست كه حكم امور مورد ابتلاء را بيان بفرمايند تا امّت متحيّر و سرگردان نباشند .
ب : مقدّمه دوّم آنست كه بفرموده حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در خطبهء حجّة الوداع تمام واجبات و محرّمات و مستحبّات و مكروهات بيان شدهاند حال پس از توجّه داشتن به اين دو مقدّمه اگر حكمى از احكام را از طريق دليل عقلى مستقلّ يا به واسطه مقدّمه عقليّه درك نموديم مىتوان ادّعاء نمود حكم درك شده به واسطه حجّت عليه السّلام بوده و برآن صادق است بگوئيم حكمى است صادر از حجّت و امام عليه السّلام چه آنكه صدور حكم گاه بدون واسطه است و زمانى به واسطه همچون مورد بحث .
قوله : لعموم الابتلاء بها : ضمير در « بها » به واقعه فلانيّه راجعست .
قوله : ثمّ ادركنا ذلك : مشار اليه « ذلك » حكم واقعه فلانيّه است .
قوله : نجزم من ذلك : كلمه « نجزم » جواب است براى « اذا علمنا » و مشاراليه « ذلك » انضمام علم اجمالى بصدور حكم واقعه با روايت صادر از حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىباشد .
قوله : تدلّ على مدخليّة تبليغ الحجّة : يعنى وساطت حجّت در تبليغ حكم بدون واسطه باشد و به عبارت ديگر اخبار دلالت دارد كه مكلّف صرفا حكم را بايد از نفس معصوم عليه السّلام يا از كسى كه او از امام عليه السّلام حكم را شنيده باشد بشنود و در غير اين صورت اطاعت و امتثال لازم نيست .
قوله : و انّ كلّ حكم لم يعلم : كلمه « انّ » بفتح همزه با اسم و خبرش معطوف است به « ان يدّعى » .
قوله : و لو بالواسطة : يعنى اگرچه شنيدن حكم از نفس معصوم عليه السّلام نبوده بلكه از كسى بشنود كه او حكم را از امام عليه السّلام شنيده است در اين صورت نيز اطاعت و امتثال واجب مىباشد چون برآن صدق مىكند كه حكمى است با وساطت حجّت بما رسيده است .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 172
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٢