شرح مقصود
حاصل مقصود مرحوم مصنّف در اين مقام اينست كه بفرمايند :
در اينجا دو مقام است :
الف : مقام قبح فاعلى و اينكه متجرّى آدم بدى است .
ب : آنكه فعل صادر از وى قبيح و حرام است .
بدون شكّ قبح فاعلى در وى بوده و احدى در آن صحبت و نزاع ندارد ولى معلوم باشد بر مجرّد اين قبح و صرف شخص بدى بودن عقاب مترتّب نمىباشد . امّا قبح فعلى و حرمت آن محلّ كلام و اشكال است و ما آن را قبول نداريم به همان ادلّهاى كه نقل شد .
قوله : انّه لا فرق فى قبح التّجرّى بين موارده : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و ضمير در « موارده » به تجرّى رجوع مىكند .
قوله : لا اشكال فى استحقاقه الذّمّ : ضمير مجرورى در « استحقاقه » به متجرّى راجع است .
قوله : من جهة انكشاف خبث باطنه : مقصود از خبث باطن و سوء سريره قصد گناه و عزم بر مخالفت است نه آنكه نعوذ باللّه ذاتش خبيث و باطنش سيّئ باشد چه آنكه اين اعتقاد به جبر مىگرايد اعوذ باللّه من هذا الرّأى .
قوله : و امّا استحقاقه للذّمّ : ضمير در « استحقاقه » به متجرّى راجع است .
قوله : من حيث الفعل المتجرّي فى ضمنه : كلمه « متجرّى » به صيغه اسم مفعول و ضمير در « ضمنه » به فعل راجع مىباشد .
قوله : ففيه اشكال كما اعترف به الشّهيد : ضمير در « فيه » به « استحقاق » راجع بوده و ضمير در « به » به اشكال عود مىنمايد .
متن : نعم ، لو كان التّجرّى على المعصية بالقصد الى المعصية فالمصرّح به فى الاخبار الكثيرة العفو عنه ، و ان كان يظهر من اخبار اخر العقاب على القصد ايضا ، مثل قوله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم :
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 106
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٦