تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 874

مساهمون:

ص٨٧٤
ترجمه :

اشكال ديگر

سپس مرحوم مصنّف مىفرماين : بسا اشكال ديگرى بر روايت ايراد شده و آن اينست كه : بفرض بپذيريم كه اين حديث بر استصحاب و حجّيّت آن دلالت دارد ولى مىگوئيم : روايت مذكور از جمله اخبار خاصّه‌اى است كه در مورد خاصّ بر حجّيّت استصحاب و جريان آن دلالت دارد لذا نمىتوان با آن استصحاب را بطور عام تثبيت كرد به‌طورى كه نسبت به غير مورد حديث از جريان استصحاب استفاده كرد چه آنكه بديهى و روشن است تمام فقراتى كه بر عدم جواز نقض يقين بشكّ دلالت دارند ظاهرا فعل در آنها معلوم بوده و مرجع ضمير در آنها مصلّى و نمازگزارى است شاك در ركعت بين سه و چهار مىباشد ازاين‌رو تعدّى از اين مورد نسبت بموارد ديگر محتاج به دليل است . اگر گفته شود : از مورد الغاء خصوصيّت كرده و بدين ترتيب نسبت بموارد ديگر به همين حديث متمسّك مىشويم . در جواب مىگوئيم : الغاء خصوصيّت چندان واضح و روشن نيست و امرى نبوده كه بتوان به آن اعتماد كرد اگرچه البتّه مؤيّد برايش مىباشد و آن اينست كه قضيّه « لا تنقض اليقين » و فقرات ديگر كه در اين حديث مقارن و مقارب با آن آمده‌اند در غير مورد اين روايت نيز آورده شده و با آنها اجراء استصحاب و حجّيّت آن گوشزد شده است بلكه اساسا اگر كسى ادّعاى ذيل را بنمايد ، ادّعاى بعيدى نكرده و آن اينست كه : آنچه از ظاهر قضيّه « لا تنقض اليقين » استفاده مىشود اينست كه
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 874 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى