شامل شده و بدينوسيله آن را تجويز مىكنند .
مرحوم مصنّف مىفرماين :
علاوه بر اينكه طبق اشارهاى كه قبلا نموده و گفتيم اين آيات چنين دلالتى ندارند مىگوئيم :
بفرض دلالت آنها را بر اصل تقليد بپذيريم اطلاقشان را قبول نداريم زيرا اينگونه آيات در مقام بيان اصل تشريع تقليد هستند امّا اينكه جزئيّات آن را نيز بتوان از آنها بدست آورد ابدا اينطور نيست .
سپس مىفرماين :
از اين بيان آشكار و معلوم مىگردد كه حال اطلاق اخبار و روايات نيز همچون حال اطلاق آيات مىباشد و از اين نظر باهم يكسان مىباشند از اين گذشته ممكنست ادّعاء كنيم اطلاقات اخبار منصرف هستند به زمان حيات مجتهد .
متن :
و منها
دعوى انّه لا دليل على التّقليد الّا دليل الانسداد و قضيّته جواز تقليد الميّت كالحىّ بلا تفاوت بينهما اصلا كما لا يخفى .
و فيه : انّه لا يكاد تصل النّوبة اليه كما عرفت من دليل العقل و النّقل عليه .
ترجمه :
و از جمله
و از جمله ادلّه جواز بقاء بر تقليد ميّت آنست كه گفتهاند :
مدّعى مىشويم هيچ دليلى بر اصل جواز تقليد در دست نبوده مگر دليل انسداد و مقتضاى آن اينست كه تقليد ميّت همچون تقليد زنده بوده بدون اينكه اصلا بينشان تفاوت و فرقى باشد .