موجب لتفاوتها فى نيل الشّفاعة و عدمها و تفاوتها فى ذلك بالاخرة يكون ذاتيّا و الذّاتى لا يعلّل .
ترجمه :
سؤال
قصد و عزم از مبادى اختيار بوده و مبادى اختيار اختيارى نيستند زيرا در غير اين صورت تسلسل پيش مىآيد .
جواب
علاوه بر اينكه اختيار اگرچه اختيارى نيست ولى برخى از مبادى آن بطور غالب وجودشان مستند به اختيار است چون شخص به واسطه تأمّل و تفكّر در آنچه مترتّب است بر فعلى كه عازم برآن بوده از قبيل عقوبت و ملامت و سرزنش متمكّن است از ترك و اختيار فعل و بدين ترتيب اختيار و اقدام بر فعل مستند به اختيار شخص مىباشد .
ممكنست گفته شود :
حسن مؤاخذه و عقوبت از لوازم و تبعات بعد عبد از ساحت سيّد است كه به واسطه تجرّى كردن حادث شده چنانچه همين عقوبت و مؤاخذه از لوازم عصيان است در صورتى كه فعل و ارتكاب امر قبيح با حرام واقعى مصادف شود ، پس همانطورىكه تجرّى و ارتكاب قبيح اعتقادى موجب بعد از درگاه خالق متعال مىشود همچنين هيچ بعدى ندارد كه موجب حسن عقوبت نيز بشود اگرچه اين ايجاب در اختيار وى نباشد ولى نفس سوء سريره و خبث باطن كه بحسب نقصان و اقتضاى استعداد اشخاص ذاتا و امكانا متفاوت است موجب و باعث آن مىباشد و وقتى حسن عقوبت منتهى به سوء سريره و خبث باطن گرديد اشكال مرتفع شده و ديگر جاى سؤال به « لم » و « بم » نيست زيرا سوء سريره و خبث باطن همان شقاوت ذاتى است