تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
از اين گذشته فعلى كه تجرّى يا انقياد به واسطه‌اش حاصل مىشوند بعنوان اينكه مقطوع الحرمة يا متيقّن الوجوب هستند اختيارى و ارادى نبوده تا متّصف بحسن يا قبح شوند چه آنكه قاطع فعل را قصد نمىكند مگر به همان عنوان استقلالى واقعى كه دارد نه بعنوان عارضى و آلى كه پس از تعلّق قطع به آن حادث گرديده بلكه اساسا اين عنوان طارى غالبا مورد التفات و توجّه نمىباشد لذا چگونه مىتوان آن را از جهات حسن يا قبح عقلى و از مناطات وجوب يا حرمت شرعى دانست درحالىكه تنها صفتى موجب حسن يا قبح و وجوب و حرمت مىباشد كه اختيارى و ارادى محسوب گردد .

تحرير و شرح

قوله : عن كونه مبغوضا له : ضمير در « كونه » به قتل ابن مولى و در « له » به مولى عود مىكند . قوله : و لو اعتقد العبد بانّه عدوّه : ضمير در « انّه » به ابن مولى و در « عدوّه » به مولى برمىگردد . يعنى اعتقاد و قطع عبد به اينكه فرزند مولى مثلا دشمن مولى است باعث آن نمىشود كه وى در واقع دشمن مولى بوده و در نتيجه كشتنش محبوب مولى بشود ، بلكه فرزند وى در واقع و ماوراء از قطع عبد همان فرزند مولى بوده و كشتنش همان‌طورىكه قبل از اعتقاد مزبور در عبد قبيح و مبغوض مولى بود اكنون بعد از حصول قطع و پيدا شدن اعتقاد ياد شده در عبد به همان مبغوضيّت باقى است . قوله : و كذا قتل عدوّه : يعنى عدوّ مولى . قوله : بانّه ابنه : ضمير در « انّه » به عدوّ مولى راجع بوده و ضمير در