تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
لا يكاد ينفكّ ظاهر عن ذلك كما لا يخفى فافهم . ترجمه : اين ادّعاء كه علم اجمالى داريم بوقوع تحريف در قرآن به نحوى از انحاء يا به واسطه اسقاط از آن و يا بنحو تصحيف لذا نفس اين علم اجمالى ما را از تمسّك بظواهر بازمىدارد . البتّه اگرچه بعيد نيست چنانچه برخى از اخبار به آن شهادت داده و اعتبار نيز با آن مساعد مىباشد ولى در عين حال اين معنا از حجّيّت ظواهر مانع نمىباشد زيرا به واسطه آن علم بوقوع خلل در آنها پيدا نمىشود و بفرض قبول كنيم كه وجود آن موجب خلل مىگردد مىگوئيم : صرف وجود تحريف در قرآن موجب آن نمىباشد كه نسبت بآيات احكام علم بوقوع آن حاصل گردد و اگر گفته شود : علم اجمالى داريم كه تحريف يا در آيات احكام بوده و يا در غير آنها از آيات ديگر و بموجب اجتناب از اطراف علم اجمالى جملگى از درجه اعتبار ساقط شده و بظواهر هيچيك نمىتوان عمل نمود . در جواب مىگوئيم : علم اجمالى مزبور به حجّيّت آيات احكام كوچك‌ترين لطمه و ضررى وارد نمىكند چه آنكه يك طرف علم اجمالى كه آيات غير احكام است ظواهرشان حجّت نيست زيرا از محلّ ابتلاء خارجند لذا چنين علم اجمالى نسبت به اطرافش منجّز نبوده و اجتناب از آنها را لازم و واجب قرار نمىدهد لاجرم حجّيّت آيات احكام همچنان باقى است و بايد توجّه داشت كه علم اجمالى بوقوع خلل و تحريف در ظواهر زمانى مانع از حجّيّت تمام آنها مىباشد كه جميع اطراف علم حجّت بوده و بدين ترتيب محلّ ابتلاء باشند و اگر اين اعتبار و لحاظ را در نظر نگيريم هيچ ظاهرى در قرآن نيست كه از طرف واقع شدن علم اجمالى مزبور منفكّ و خالى باشد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 193 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى