احتمالش داده مىشود چه آنكه از حيث اجمال با متشابه تشابه دارد .
د : ظواهر اگرچه ذاتا از مصاديق متشابه نمىباشند ولى بالعرض در تحت آن داخلند زيرا علم اجمالى داريم كه بظواهر قرآنى تخصيصات و تقييدات بسيار وارد شده چنانچه مجازات در بسيارى از ظواهر اراده گرديده و نفس اين امور باعث شده بهر ظاهرى كه بخواهيم عمل نمائيم احتمال تخصيص يا تقييد و يا اراده مجاز از آن داده مىشود و اين احتمال ما را از اتّباع و عمل به آن متوقّف و بازمىدارد همانطورىكه حال در متشابهات چنين است .
ه : ادّعاء نمودهاند كه اخبار بسيار وارد شده كه ما را از تفسير قرآن به رأى خودمان نهى و منع كردهاند و پرواضح است لفظى كه ظاهر در فلان معنا است و احتمال خلافش نيز داده مىشود اگر بر معناى ظاهرش حمل كنيم اين عمل از مصاديق تفسير به رأى بوده لاجرم مشمول نهى مزبور واقع مىشود .
تحرير و شرح
قوله : و لا فرق فى ذلك : مشار اليه « ذلك » حجّيّت ظهورات مىباشد .
قوله : باهله : يعنى اهل القرآن و مقصود حضرات معصومين عليهم السّلام مىباشند .
قوله : عن الفتوى به : يعنى بالقرآن .
قوله : بدعوى انّه لاجل احتوائه : ضمير در « انّه » و « احتوائه » به قرآن عود مىكند .
قوله : لا يكاد تصل اليها : يعنى الى المضامين و المطالب .
قوله : كلمات الاوائل : مقصود دانشمندان اعصار بعيد همچون بقراط و افلاطون و غيرهما مىباشد .