فانّه يقال
بل انّما يكون باقتضاء الواقع فى موردها ، ضرورة انّ الاهتمام به يوجب ايجابهما لئلّا يفوت على المكلّف كما لا يخفى .
ترجمه :
اشكال
ممكنست در مقام اشكال گفته شود :
چگونه بگوئيم كه در مورد فقراتى كه داراى عناوين ثانويّه هستند اثر و حكم اوّلى مرفوع است و حال آنكه ايجاب احتياط در « ما لا يعلمون » و ايجاب تحفّظ در « خطاء » و « نسيان » اثر نفس همين عناوين بوده و به مقتضاى ذات اينها مىباشند پس وجهى ندارد بگوئيم در فقراتى كه واجد عناوين ثانوى هستند اثر مرفوع ، حكم و اثرى است كه براى اشياء بعناوين اوّليّه ثابت است .
جواب
مرحوم مصنّف مىفرماين :
اين آثار نيز باقتضاء واقع بوده نه آنكه عناوين ثانوى مذكور ذاتا و طبعا مقتضى آنها باشند چه آنكه بديهى و ضرورى است اهتمام شارع به واقع مىبايد موجب جعل احتياط يا ايجاب تحفّظ بشود تا بدين ترتيب واقع از مكلّف فوت نگردد پس بدين ترتيب اين آثار از احكام اوّليّه بوده كه ارتفاعشان ضررى به آنچه ما گفتيم وارد نمىكند يعنى حقّ همانست كه گفته شد و تذكّر داديم كه در مورد عناوين ثانويّه احكام و آثار اوّليّه مرفوع مىباشند نه آثار و احكامى كه اين عناوين مثبت آنها مىباشند .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 515
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥١٥