تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
فانّه يقال انّها و ان لم تكن بنفسها اثرا شرعيّا الّا انّها ممّا يترتّب عليه بتوسيط ما هو اثره و باقتضائه من ايجاب الاحتياط شرعا ، فالدّليل على رفعه دليل على عدم ايجابه المستتبع لعدم استحقاق العقوبة على مخالفته . ترجمه : اشكال اگر در مقام اشكال و انتقاد به تقريبى كه در استدلال گذشت اين‌طور گفته شود : مؤاخذه از آثار شرعيّه نيست تا بارتفاع تكليف مجهول بحسب ظاهر ، آن نيز مرتفع گردد ، پس حديث مذكور بر ارتفاع مؤاخذه دلالتى ندارد . و به عبارت ديگر : شارع مقدّس بعنوان شارع بودن احكامى را مىتواند رفع و وضع نمايد كه در شأن او باشد يعنى احكام شرعى و چون مؤاخذه از اين سنخ احكام نيست متعلّق رفع ابدا قرار نمىگيرد پس نمىتوانيم بگوئيم معناى « رفع عن امّتى الخ » رفع مؤاخذه مىباشد . جواب مصنّف ( ره ) مىفرماين : اين اشكال نبايد طرح شود ، زيرا در جوابش مىتوان گفت : مؤاخذه اگرچه ذاتا اثر شرعى نيست ولى به واسطه امرى كه آن اثر شرعى مىباشد بر تكليف مرتفع مترتّب مىگردد و آن عبارتست از ايجاب احتياط از ناحيه شارع مقدّس يعنى : در مورد الزام و تكليف مجهول شارع مقدّس مىتواند احتياط را واجب نمايد لذا اگر به اين امر مبادرت ورزيده باشد ترك احتياط موجب