در « بسببه » به تقييد برمىگردد و وجه عدم انثلام اينست كه اصل معناى مطلق در اين دو از لفظ استفاده شده و قيد از قرينه بدست مىآيد .
قوله : و عليه : يعنى و بنا بر اينكه مطلق به معناى غير منسوب بمشهور باشد .
قوله : لامكان ارادة معنى لفظه منه : ضمير در « لفظه » و « منه » بمطلق راجع مىباشد .
قوله : و انّما استلزمه : ضمير فاعلى در « استلزمه » به تقييد و ضمير مفعولى به تجوّز عود مىكند .
قوله : لو كان بذلك المعنى : ضمير در « كان » به مطلق راجع بوده و مقصود از « ذلك المعنى » معناى مشهور در مطلق مىباشد .
قوله : نعم لو اريد من لفظه : يعنى از لفظ مطلق به معناى غير مشهور .
قوله : المعنى المقيّد : يعنى مثلا لفظ انسان گفته شود و از آن انسان مقيّد به علم اراده گردد نه آنكه انسان گفته شده و از آن انسان و متّصف بعلم مقصود باشد كه در صورت دوّم انسان در همان معناى مطلق استعمال شده و اتّصاف به علم مستفاد از قرينه است لذا استعمال مجازى نيست بخلاف فرض اوّل كه استعمال مزبور مستلزم ارتكاب مجاز مىباشد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1974
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٧٤