وجود دارد هيچ فرقى نداشته بنابراين همانطورىكه به خاصّ قرآنى عامّ قرآنى را جايز است تخصيص داده يا با خبر متواتر خاص مىتوان به تخصيص عمومات قرآن مبادرت ورزيد با اخبار آحاد معتبر نيز تخصيص عمومات قرآن جايز و بدون اشكال است اعمّ از آنكه همراه آنها قرينه قطعيّه بوده يا از آن مجرّد و خالى باشند .
و دليل بر اين گفتار سيره اصحاب پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده چه آنكه همواره ايشان از عصر وجود اقدس نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تا زمان ائمّه معصومين عليهم السّلام باخبار آحاد عمل مىكرده و در مقام تعارض با عمومات قرآنى اخبار را مقدّم مىداشته و آنها را مخصّص قرار مىدادند و چون از ناحيه معصوم عليه السّلام هيچ ردع و انكارى صادر نشده لاجرم اين سيره از ايشان در زمره سيرى است كه معتبر بوده و مىتوان به آن استدلال و تمسّك نمود .
لازم بتذكّر است كه عمل اصحاب باخبار منحصر باخبار آحادى كه محفوف بقرائن است نبوده بلكه بمطلق خبر معتبر عمل مىنمودهاند .
و دليل ديگر بر جواز تخصيص عمومات قرآن باخبار آحاد اينست كه :
اگر تنها اخبار آحادى كه بر خلاف عمومات نيست حجّت بوده و اخبار مقابل عمومات از درجه اعتبار ساقط باشند لازمه اين گفتار آنست كه يا بطور كلّى بايد خبر واحد را از حيّز اعتبار ساقط بدانيم و يا بطور اعمّ و اغلب چه آنكه بسيار به ندرت مىتوان خبر واحدى را يافت كه عمومات قرآن بر خلاف آن نباشند و التزام به اين مقاله بطلان و فسادش اظهر من الشّمس است .
قوله : بالخبر الواحد المعتبر بالخصوص : كلمه « بالخصوص » متعلّق است به « المعتبر » .
قوله : لما هو الواضح الخ : دليل اوّل است براى جواز تخصيص قرآن به خبر واحد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1913
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩١٣