و وجه آن بسيار روشن و واضح است و آن اينكه :
سيره و مشى اصحاب پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تا زمان ائمّه طاهرين عليهم السّلام بر اين بوده كه در قبال عمومات قرآنى به اخبار آحاد عمل مىنمودند و اين خود حاكى از آن بوده كه خبر خاصّ را عملا بر عموم قرآن مقدّم نموده و بدينوسيله بتخصيص آن مبادرت مىورزيدند .
سؤال
ممكنست بگوئيم :
سيره مزبور از اصحاب صرفا در اخبارى كه محفوف به قرينه بوده تحقّق داشته امّا نسبت باخبار آحادى كه مجرّد از قرينه يافت مىشدند چنين سيرهاى ثابت نيست .
جواب
اين احتمال بطلانش واضح و روشن است چه آنكه از طرق معتبر و قطعى مسلّم شده كه اصحاب باخبار بدون قرينه عمل مىكردهاند .
و از اين گذشته اگر اخبار آحاد را مخصّص عمومات قرآن قرار نداده و بر آنها مقدّمشان نكنيم لازمه آن اينست كه يا بطور كلّى خبر لغو و بدون عمل واقع شده و يا اكثرا و غالبا بايد آنها را طرح نمود چه آنكه بديهى است به ندرت مىتوان خبرى را پيدا كرد كه عمومى از عمومات قرآن برخلافش نباشد و اين خود امرى است باطل و فسادش روشن و آشكار مىباشد .
تحرير و شرح
حاصل فرموده مرحوم مصنّف در اين عبارات آنست كه :
اخبار آحادى كه سند معتبر داشته و از باب ظنّ خاصّ معتبر هستند با اخبار متواتر و آيات قرآنى و احيانا اخبارى كه همراهشان قرائن قطعيّه
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1912
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩١٢