راجع بوده و مراد از « ماء موصوله » در « فيما » بحسب مثالى كه آورديم مرتكب كبيره مىباشد .
قوله : تحكيما للنّصّ او الاظهر : مقصود از « تحكيم » تقديم و از نصّ و اظهر خاصّ مىباشد .
قوله : على الظّاهر : مراد از « ظاهر » عام مىباشد .
قوله : لا فيما لا يكون كذلك : ضمير در « لا يكون » به خاص راجع بوده و مقصود از « ما لا يكون كذلك » بحسب مثالى كه آورديم عالم مرتكب صغيره است كه خاص نسبت به آن مزاحم با عام نيست نه با اصل ظهور عام و نه با حجّيّتش فلذا مرتكب صغيره در حكم عام داخل بوده و بدين ترتيب واجب الاكرام مىباشد .
قوله : و ان لم يكن كذلك : ضمير در « لم يكن » به خاص راجع است يعنى و اگر خاص از قبيل مخصّص منفصل مردّد بين اقلّ و اكثر نباشد يعنى از قبيل سه صورت ديگر فرض گردد .
قوله : دائرا بين المتباينين مطلقا : اعمّ از آنكه متّصل بوده يا منفصل باشد .
قوله : فيسرى اجماله اليه : ضمير در « اجماله » به مخصّص و در « اليه » به عام راجع است .
قوله : و حقيقة فى غيره : ضمير در « غيره » به منفصل مردد بين متباينين راجع است و مقصود از غير آن مخصّص متّصل است اعمّ از آنكه مردّد بين متباينين بوده يا از قبيل دوران بين اقلّ و اكثر باشد .
قوله : امّا الاوّل : مقصود مخصّص منفصلى است كه مردّد بين متباينين باشد .
قوله : الّا انّه لا يتّبع ظهوره الخ : ضمير در « انّه » و « ظهوره » به عام راجع مىباشند .
قوله : فى واحد من المتباينين : يعنى در هيچكدام از عالم صرفى و نحوى نسبت به مثالى كه ذكر كرديم .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1796
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٩٦