تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 766

مساهمون:

ص٧٦٦
وجوب نماز نسبت به طهارت كه در اين صورت به واجب همچون نماز واجب مطلق گويند . ب : آنكه وجوب واجب نسبت به آن قيد وابستگى داشته و همچون ارتباط مشروط با شرط بينشان علاقه باشد نظير وجوب حجّ نسبت به استطاعت و در اينفرض واجب را واجب مشروط خوانند . ناگفته نماند كه هر واجب مطلقى نسبت به قيد و خصوصيّتى كه وجوب مشروط به آن نيست مطلق بوده ولى منافات ندارد كه همين واجب مطلق نسبت به قيد و خصوصيّت ديگر واجب مشروط محسوب شود همچون مثال گذشته يعنى نماز كه نسبت به طهارت مطلق بوده ولى نسبت به عقل و بلوغ و حاصل شرائط عامّه تكليف واجب مشروط به حساب مى آيد چنانچه هر واجب مشروطى كه وجوبش نسبت بامرى مشروط مىباشد نسبت به برخى ديگر از قيود ممكنست مطلق فرض گردد همچون حجّ نسبت به سلوك طريق از بلد تا ميقات . نكته دوّم از توضيحى كه اخيرا داده شد بروشنى استفاده مىشود كه دو وصف « اطلاق » و « اشتراط » از اوصاف اعتبارى و اضافى محسوب ميشوند نه آنكه حقيقى به حساب آيند چه آنكه اگر آن دو را حقيقى بدانيم اساسا براى واجب مطلق هيچ مصداق و فردى پيدا نميشود زيرا هر واجبى لااقلّ نسبت به شرائط عامّه تكليف مانند عقل و بلوغ مشروط است . قوله : و الظّاهر انّه ليس لهم اصطلاح جديد : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » و در « لهم » به اصوليّون راجع است . قوله : كلّ منهما بما له من معناه العرفى : ضمير در « منهما » به مطلق و مشروط و در « له » به « كلّ منهما » و در « معناه » نيز به « كلّ منهما » عود
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 766 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى