تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 854

مساهمون:

ص٨٥٤
شرط قبل از ذى المقدّمه كشف كرديم كه ذى المقدّمه نيز واجب است و چون وجوب آن نفسى و ذاتى است و وجوب ساير مقدّمات غيرى و در محلّش مقرّر است كه وجوب نفسى علّت و وجوب غيرى معلول است لاجرم تمام مقدّمات را بايد در اين زمان واجب بدانيم و در اين حكم نبايد فرقى بين مقدّمات موسّع يا مضيّق باشد . مقصود از مقدّمات موسّع آندسته از مقدّماتى است كه قدرت بر اتيان آنها منحصر در زمان قبل از واجب نبوده بلكه پس از فرارسيدن آن نيز مقدور ميباشند قهرا مراد از مقدّمات مضيّق ، مقدّماتى است كه صرفا در پيش از زمان واجب مقدور بوده و بعد از آن شخص از آوردن آنها متمكّن نميباشد . و شرح جواب از آن اينستكه : ما به اين امر ملتزم بوده و تمام مقدّمات را قبل از وقت واجب ، واجب غيرى و لازم الاتيان ميدانيم و از تصديق اين معنا چاره و مفرّى نمىبينيم . بلى ، اگر دليل قائم شود كه قدرت بر ذى المقدّمه و اتيان آن تنها در خصوص زمان واجب شرط مىباشد نه قبل از آن البتّه در اين صورت ميتوان گفت : مقدّمات مضيّقه قبل از وقت واجب ، لازم نمىباشند چه آنكه همانطوريكه توضيح داده شد مقدّمات مضيّقه آندسته از مقدّماتى بوده كه زمان مقدور بودن آنها صرفا تا قبل از وقت واجب مىباشد و امّا نسبت به بعد از آن ميدانيم كه قدرتى بر اتيان آنها وجود ندارد و بديهى است اين علم موجب مىشود كه به انتفاء تكليف قطع پيدا نمائيم زيرا انتفاء شرط باعث انتفاء مشروط است يعنى علم بانتفاء قدرت سبب علم بانتفاء تكليف بواجب شده و علم بانتفاء واجب نفسى موجب علم بانتفاء واجب غيرى ميگردد . قوله : لو كان وجوب المقدّمة فى زمان : مقصود زمان قبل از اتيان بواجب يعنى ذى المقدّمه مىباشد . قوله : كاشفا عن سبق وجوب ذى المقدّمة : مقصود از « كاشفا » كشف