ايشان گفتهاند :
اجزاء خارجيّه يعنى مادّه و صورت ( هيولى و صورت ) لحاظشان بنحو به شرط لا مىباشد و پرواضح است كه بين به شرط لا و لا به شرط فرق بسيار است پس چگونه بين ايندو گفتار بتوان جمع نمود .
دفع توهّم
اجزاء دو اعتبار و لحاظ دارند :
الف : اعتبار آنها با مركّب .
ب : اعتبارشان با خود .
امّا وقتى آنها را با مركّب مىسنجند همان بيانى كه گذشت درباره آنها گفته مىشود يعنى ميگويند :
اجزاء لا به شرط و مركّب به شرط شيئ مىباشد .
ولى اعتبارشان با خود :
بايد بگوئيم كه اجزاء بر دو قسمند :
1 - اجزاء خارجى .
2 - اجزاء تحليلى و عقلى .
اجزاء خارجى همان مادّه و صورت بوده و اجزاء عقلى جنس و فصل است .
حضرات اهل معقول در فرق بين اجزاء خارجى و عقلى فرمودهاند :
اگر اجزاء به صورت به شرط لا از يكديگر ملاحظه شودند به آنها مادّه و صورت يعنى جزء خارجى گويند و در صورتى كه بنحو لا به شرط اخذ شده بطوريكه بر يكديگر نيز حمل شوند آنها را جنس و فصل خوانند پس اطلاق به شرط لا بر اجزاء در مقام مقايسه با اجزاء عقلى است و اين منافات ندارد با گفتن لا به شرط به آنها بملاحظه قياسشان با مركّب .
قوله : و الحلّ انّ المقدّمة : مقصود از « حلّ » حلّ اشكال مذكور و جواب
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 726
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٢٦