تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 841

مساهمون:

ص٨٤١
و با حصول اين امور ديگر تكليفى به آنها نميتوان نمود چه آنكه تكليف بشيئ به منظور تحصيل آن مىباشد و پس از فرض وجود و حصول چيزى اگر تكليف به آن تعلّق گيرد اين تكليف طلب حاصل بوده كه امر مستحيلى مىباشد . 3 - فعل واجب را مقيّد بحصول مقدّمه قرار نداده باشند اعمّ از آنكه حصول آن به اختيار مكلّف بوده يا در اختيار وى نباشد . امّا وجه اوّل : وجه آن اينستكه اگر مقدّمه‌اى علاوه بر اينكه مقدّمه وجود است ، مقدّمه وجوب نيز باشد معنايش اينستكه وجوب واجب حالى و فعلى نبوده بلكه پس از حصول مقدّمه حادث مىشود و قبل از آن اساسا وجود ندارد و بعد از اينكه مقدّمه وجود پيدا كرد و ذو المقدّمه واجب شد معنا ندارد از وجوب آن وجوبى به مقدّمه ترشّح كرده و آن را واجب كند چه آنكه اين تكليف ، طلب حاصل بوده كه امر مستحيل و غير ممكنى مىباشد فلذا مقدّمات وجوبى از مورد كلام خارج و صرفا صحبت در مقدّمات وجوديّه مىباشد . و امّا وجه دوّم و سوّم : وجه ايندو نيز همان است كه در اوّل ذكر گرديد يعنى اگر مقدّمه وجوديّه بطور وصف عنوانى در مكلّف اعتبار و اخذ شده باشد همچون مسافر و حاضر و مستطيع يا تكليف بفعل مقيّد به حصول اتّفاقى مقدّمه منظور گرديده باشد پرواضح است كه پيش از حصول مقدّمه ذو المقدّمه وجوبين نداشته و بعد از حصول تكليف بمقدّمه طلب حاصل مىباشد . قوله : المقدّمة الوجوديّة : مانند معرفت بمسائل حجّ . قوله : و كونه فى الحال : ضمير در « كونه » به وجوب راجع است . قوله : على المكلّف تحصيلها : يعنى تحصيل مقدّمه . قوله : فعليّة وجوب ذيّها : يعنى ذى المقدّمة . قوله : و لو كان امرا استقباليّا : كلمه « لو » وصليّه بوده و ضمير در « كان » به ذى المقدّمه راجع است .