بالفعل و در زمان حال واجب ميباشند .
و حاصل كلام آنكه در هرموردى كه وجوب واجب فعلى و حالى باشد مقدّماتش نيز وجوب فعلى دارند و در اينحكم فرقى بين واجب مشروط و واجب مطلق نميباشد چنانچه در واجب مطلق بين منجّز و معلّق نيز در حكم مذكور تفاوتى وجود ندارد .
البتّه لازم بتذكّر است مقصود از واجب مشروطى كه ذكر شد در جائى است كه قبل از حصول شرطش يقين بحصول و وجودش داشته باشيم كه در اينفرض واجب اگرچه وجوبش مرتبط با آن است ولى همانطوريكه قبلا ذكر شد در اينجا نيز واجب مشروط همچون واجب معلّق وجوبش فعلى و حالى مىشود .
تبصره
معلوم باشد كه در فعلى بودن وجوب مقدّمه وجوديّه سه امر مورد ملاحظه و اعتبار است :
1 - مقدّمه وجوديّه علاوه بر اينكه مقدّمه وجودى است مقدّمه وجوب نباشد .
2 - آن را در واجب به نحوى اعتبار نكرده باشند كه بواسطهاش تكليف به آن مستحيل و غير ممكن تلقّى گردد چنانچه به مسافر بگويند :
ايّها المسافر اذا سفرت فقصّر .
يا به شخص حضرى بگويند :
ايّها الحاضر ان كنت حاضرا فتمّم الصّلوة .
و يا به مستطيع خطاب كرده و بگويند :
ايّها المستطيع اذا استطعت فحجّ .
چه آنكه در اين سه مثال وقتى عنوان مكلّف مسافر ، حاضر و مستطيع قرار داده شد معنايش اينستكه سفر و حضر و استطاعت حاصل است
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 840
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٤٠