ترجمه :
استدراك
بلى ، در جائى كه از لفظ فرد ديگرى كه مماثل با آن است اراده گردد از باب استعمال لفظ در معنى مىشود ، پس از اقسام و انحاء چهارگانه تنها اين قسم از باب استعمال لفظ در معنا مىباشد .
مگر آنكه بگوئيم :
در دو مورد يادشده نيز يعنى اطلاق لفظ و اراده نوع يا صنف از آن چون لفظ « ضرب » به اين منظور اطلاق شده كه با آن حكايت از نوع و صنف شده و آن را عنوان و مرآت براى كلّى قرار دادهاند لاجرم لفظ آن در معناى مقصود استعمال شده و استعمالش همچون استعمال لفظ و اراده فردى مماثل با آن مىشود .
قوله : اريد به فرد آخر : ضمير در « به » به لفظ راجع است .
قوله : و ان كان فردا له : ضمير در « له » به كلّى ضرب يعنى نوع و صنف راجع است .
قوله : الا انّه اذا قصد به حكايته : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و ضمير در « به » به ضرب و در حكايته به كلّى راجع است .
قوله : و جعل عنوانا له و مرآته : ضمير نائب فاعلى در « جعل » به لفظ ضرب و در « له » و « مرآته » به كلّى راجع است .
قوله : كان لفظه المستعمل فيه : ضمير در « لفظه » به ضرب و در « فيه » به كلّى عود مىكند .
قوله : و كان حينئذ كما اذا قصد به فرد مثله : ضمير در « كان » به اطلاق لفظ و اراده نوع و صنف مىباشد و مقصود از « حينئذ » حين ارادة النّوع او الصّنف بوده و ضمير در « به » به لفظ و در « مثله » به فرد عود مىكند .
متن : و بالجملة :
فاذا اطلق و اريد به نوعه كما اذا اريد به فرد مثله كان من باب