تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
مىگوييم تالى فاسدى كه بر اين مقاله مترتّب است آنكه در تمام جملات خبريّه‌اى كه در مقام بعث و طلب حقتعالى در قرآن شريف القاء فرموده يا از اولياء گرامش يعنى حضرات معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين صادر گشته است و مكلّف عاصى به آن عمل نمىنمايد بايد ملتزم به كذب قائل شويم نعوذ باللّه از اين كلام و تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا . و حاصل جوابى كه مرحوم مصنّف از اين اشكال مىدهند اينست كه : در صورتى اين جملات دروغ و كذب مىشوند كه بداعى اخبار و حكايت از واقع گفته شوند يعنى در اين صورت جاى اشكال است كه خبر با واقع چون مطابق نيست پس نعوذ باللّه متكلّم كاذب مىباشد ولى وقتى گفتيم اين جملات بداعى انشاء بعث و ايجاد طلب مىباشند با صيغه امر از اين نظر فرقى نداشته و به اين لحاظ كذبى در خارج لازم نمىآيد و لو مأمور و مكلّف عصيان كرد و مأمور به را انجام ندهد و نظير اين بحث عينا در كنايات نيز جارى است يعنى در عبارات كنائى مثل : زيد كثير الرّماد ، زيد مهزول الفصيل ، زيد جبان الكلب و امثال اين تعبيرات اگر اين جملات بداعى كنايه از سخاوت و كرم زيد گفته شوند هرگز كذبى لازم نيامده و لو اصلا رماد يا فصيل و يا كلبى براى زيد نباشد چه آنكه غرض اخبار از وجود اين اشياء براى زيد نبوده تا در صور فقدانشان كذب لازم آيد بلكه غرض اخبار از صفت سخاوت در وى مىباشد ازاين‌رو كذب اين جملات زمانى است كه زيد سخى و كريم نباشد . قوله : كيف و يلزم الكذب الخ : مقصود از كلمه « كيف » آنست كه چگونه جملات اخباريّه در مقام طلب دلالت بر وقوع مطلوب در خارج بنمايند . و كلمه « واو » حاليه مىباشد . قوله : عدم وقوع المطلوب كذلك : كلمه « كذلك » اشاره است به « فى مقام الطلب » .