تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨

تقرير دليل منكرين ظهور جملات خبريّه در وجوب

منكرين اين ظهور گفته‌اند : معناى جملات خبريّه و موضوع له حقيقى آنها عبارتست از اخبار به ثبوت نسبت بين موضوع و محمول و حكايت از وقوع نسبت و فرض اينست كه اين معناى حقيقى در مورد استعمال آنها بجاى طلب و بعث اراده نشده است با توجّه به اين نكته مىگوييم : قاعده مرسومه بين اهل محاوره آنست كه هرگاه لفظى در معناى حقيقى خود استعمال نشده بايد به كمك قرينه يعنى قرينه صارفه بر معناى مجازى حمل كنيم البتّه در اينجا امر از دو حال خارج نيست : الف : آنكه معناى مجازى واحد بوده و متعدّد نباشد . ب : مجازات بيش از يكى باشند . در صورت اوّل امر سهل و روشن است زيرا پس از عدم اراده معناى حقيقى ، لفظ را بر معناى مجازى واحد حمل مىكنند . امّا در فرض دوّم آن نيز خود بر دو گونه مىباشد : ج : آنكه در بين مجازات ، برخى از آنها از بعضى ديگر اقوى و ارجح مىباشند . د : آنكه اين‌طور نبوده بلكه تمام با هم متساوى باشند . در صورت اوّل باز حكم معلوم و روشن است و آن اينكه لفظ را بر همان معناى مجازى اقوى حمل مىكنيم و امّا در فرض دوّم بايد توقّف كرد و لفظ را بر هيچيك از معانى حمل ننمود . در مورد بحث ما امر از همين قبيل است چون جملات خبريّه داراى معناى حقيقى بوده و آن ثبوت جمله و حكايت از آن مىباشد و اين معنا بحسب فرض مقصود نيست .