نفسه و بلا شرط غير الامكان .
و قد انقدح بذلك عدم نهوض ما افاده ( ره ) بابطال الوجه الاوّل كما زعمه قدّس سرّه ، فانّ لحوق مفهوم الشّيء و الذّات لمصاديقهما انّما يكون ضروريّا مع اطلاقهما لا مطلقا و لو مع التّقيّد الّا به شرط تقيّد المصاديق به ايضا و قد عرفت حال الشّرط فافهم .
ترجمه :
خلاصه كلام و عدم ابطال مقاله صاحب فصول نسبت بشقّ اوّل از كلام شريف
خلاصه كلام آنكه ادّعاى شريف آنست كه در قضيّهاى كه مادّهاش بحسب واقع امكان است اين مادّه به ضرورت منقلب مىشود بدون آنكه در ناحيه موضوع قيد و شرط را ملاحظه نمايد .
و از تقريرى كه تا به اينجا در جواب فصول آورديم واضح و روشن مىشود كه مقاله ايشان در شقّ دوّم وافى بابطال اشكال در شقّ اوّل به آنطورى كه وى پنداشته نمىباشد ، زيرا عروض مفهوم شىء و ذات بر مصاديقشان در صورتى ضرورى مىباشد كه اين دو را مطلق و بدون تقييد ملاحظه كنيم نه آنكه مطلقا حتّى با فرض تقييد .
مگر آنكه مصاديق را نيز مقيّد در نظر بگيريم و حال آنكه ضعف اين لحاظ و تقدير قيد را قبلا بطور مستوفى بيان نموديم .
تحرير و شرح
مرحوم صاحب فصول پس از آنكه شقّ دوّم را اختيار نموده و فرموده است اگر مقصود از « شىء » مصداق باشد انقلابى را كه محقّق شريف گفته مىتوان جواب داد و جواب مذكور را آورده و پس از آن فرمودهاند « و فيه نظر »