بعد از بيان وجه نظر اضافه كرده و فرموده است :
مخفى نماند كه اشكال انقلاب امكان به ضرورت منحصر به صورتى نيست كه مراد از « شىء » مصداق باشد بلكه اگر مفهوم شىء را نيز اراده نمائيم اين اشكال ممكنست پيش بيايد زيرا ثبوت اين مفهوم براى مصاديق كه اشياء خاصّه باشند امرى است ضرورى بدليل آنكه مفهوم « شىء » و « ذات » از لوازم لا ينفكّ موجودات مىباشد پس ثبوت آنها ضرورى بوده و بدين ترتيب انقلاب پيش مىآيد .
پس وجهى ندارد كه شريف اشكال انقلاب را تنها به صورتى اختصاص دهد كه مراد از « شىء » مصداق آن باشد بلكه اگر مفهوم نيز مقصود و از آن اراده گردد اشكال انقلاب را مىتوان آورد .
البتّه ما همان جوابى كه از اشكال انقلاب امكان به ضرورت در شقّ دوّم داديم در اينجا نيز مىگوييم .
يعنى اگر شريف بگويد در صورتى كه مقصود از « شىء » مفهوم آن باشد چون اين مفهوم از لوازم لاينفكّ موجودات است لازم مىآيد مثلا در قضيّه الانسان كاتب كه معنايش الانسان شىء له الكتابة است اگرچه جهت در آن امكان مىباشد ولى تقدير مفهوم شىء در معناى « كاتب » سبب آن مىشود كه امكان به ضرورت منقلب شود و بايد بگوئيم الانسان كاتب بالضّرورة .
ما در جواب شريف همان بيان و جواب از شقّ دوّم را آورده و مىگوييم :
محمول در اين قضيّه مفهوم شىء بطور مطلق نيست بلكه مفهوم شىء بقيد كتابت مىباشد و چون اين قيد در واقع براى مفهوم ضرورى نيست بلكه بطور امكان ثابت است قهرا حمل شىء له الكتابة بالامكان بر انسان نيز بايد بطور امكان بوده و بدين ترتيب اشكال انقلاب را در اين شقّ نيز جواب مىدهيم .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 403
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٠٣