تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
مفهوم شىء عود مىكند . قوله : و اتّصافه به : يعنى اتّصاف مفهوم شىء به نطق . قوله : من اظهر خواصّه : يعنى خواصّ انسان . قوله : الّتى هى من العرضى : گاه باشد كه در منطق به عرض خاصّ اطلاق عرضى مىنمايند چنانچه در پاره‌اى از اوقات به ذات متّصف به عرض همچون ابيض و ناطق عرض گويند و ظاهرا مراد مصنّف از عرضى در اينجا اصطلاح اوّل باشد . متن : ثمّ : قال انّه يمكن ان يختار الوجه الثّانى ايضا و يجاب بانّ المحمول ليس مصداق الشّيء و الذّات مطلقا بل مقيّدا بالوصف و ليس ثبوته للموضوع حينئذ بالضّرورة ، لجواز ان لا يكون ثبوت القيد ضروريّا انتهى . ترجمه :

جواب مرحوم صاحب فصول از شق دوّم در كلام شريف

سپس صاحب فصول فرموده است : ممكنست وجه دوّم را نيز اختيار كرده و بگوئيم مشتقّ عبارتست از مصداق شىء كه مبدأ برايش ثابت است و از اشكالى كه ذكر شد اين‌طور جواب دهيم : محمول مصداق شىء و ذات بطور مطلق نبوده بلكه مقيّد است به وصف و ثبوتش در اين هنگام براى موضوع ضرورى نيست زيرا ممكنست ثبوت قيد براى مقيّد ضرورى نباشد تمام شد كلام صاحب فصول .

تحرير و شرح

محقّق شريف اين‌طور اظهار كرد كه اگر از « شىء » مصداق آن اراده شود بتقريرى كه گذشت لازم مىآيد امكان خاصّ به ضرورت منقلب شود .