خصوصيّت مأخوذه در آنها استفاده مىشود آنست كه :
مقصود از فعل ماضى و مستقبل در كلام نحاة فعلى است كه حقيقتا دلالت بر زمان گذشته يا آينده و حال بنمايد و به عبارت ديگر :
زمان گذشته در ماضى و حال و آينده در مضارع بطور حقيقى اخذ و ملاحظه شدهاند درحالىكه در برخى از امثله زمان گذشته در ماضى و زمان حال و آينده در مضارع بطور حقيقى ملحوظ نبوده بلكه اضافى مىباشند و از طرفى اهل محاوره و ابناء عرف بدون رعايت و ملاحظه هيچگونه علاقهاى اين امثله را استعمال مىنمايند .
لذا بايد بگوئيم اين خود تأييد ديگرى است بر اينكه زمان مأخوذ در افعال جزء حقيقى آنها نبوده تا دلالت افعال بر آنها بنحو دلالت تضمّنى باشد بلكه مقصود اينست كه در هريك از آنها خصوصيّتى است كه موجب تحقّق دلالت بر زمان مىباشد .
و از امثلهاى كه به آن اشاره شد دو مثال ذيل مىباشد :
1 - يجيئنى زيد بعد عام و قد ضرب قبله بايّام .
در اين مثال « يجيئنى » فعل مضارع و « ضرب » فعل ماضى است درحالىكه ماضويّت « ضرب » باعتبار آنست كه چند روز قبل از « مجىء » اتّفاق مىافتد و با قطع نظر از اين جهت چون وقوعش همچون « مجىء » در آيندهاى نزديك به يك سال بعد است زمان مأخوذ در آن آينده مىباشد پس صادق است در حقّ آن بگوئيم با اينكه « ضرب » ماضى است زمان ملحوظ در آن مضارع و آينده مىباشد .
2 - جاء زيد فى شهر كذا و هو يضرب فى ذلك الوقت او فيما بعده فيما مضى .
در اين مثال « جاء » فعل ماضى و « يضرب » فعل مضارع است درحالىكه مضارع و مستقبل بودن « يضرب » باعتبار آنست كه در حال مجىء يا احيانا بعد از آن واقع شده است و با قطع نظر از اين جهت چون وقوعش همچون « مجىء » در زمان پيش بوده زمان مأخوذ در آن ماضى است ازاينرو صادق
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 303
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٣