ايرادى ندارد كه عنان كلام را از اسم و فعل منصرف نموده و به حرف توجّه كنيم و در شطرى چند تا آنجا كه مقام تناسب دارد به بيان امتياز حرف از غيرش بپردازيم تا از باب تكميل اقسام كلمه به حكم الاطّراد فى الاستطراد امتيازات جمله اقسام و انحاء كلمه را بيان و تشريح نموده باشيم :
پس مىگوييم بدان كه :
گرچه مشهور بين اعلام و بزرگان چنين است كه حرف كلمهاى است كه بر معناى در غير خودش دلالت كند و ما نيز آن را بكرّات و مرّات در « فوائد » به بيانى كه فوق آن را نتوان تقرير نمود آوردهايم ولى در عين حال همانطورىكه قبلا گفته شد اينك مىگوييم :
هيچ فرقى بين حرف و اسم از نظر معنا وجود ندارد و در هيچيك از اسم و حرف قيد « استقلال در مفهوم » و « عدم استقلال در مفهوم » ملحوظ نمىباشد و تنها فرقى كه بين اين دو است آنكه حرف را واضع چنين وضع نموده كه در مقام استعمال معنايش را حالت و قيد براى ديگرى قرار دهند ولى غير حرف را بدين گونه وضع كرده كه از آن معنا بطور مستقلّ و باعتبار خودش اراده گردد .
ازاينرو هركدام از دو قيد « استقلال در مفهوم » نسبت باسم و « عدم استقلال در مفهوم » در حرف در ناحيه استعمال اعتبار شده و بتاتا در مستعمل فيه ملاحظه نشدهاند تا بتوان از نظر معنا بين آن دو فرق گذارد .
مؤلّف گويد :
چون بحث در اطراف معانى حروف قبلا بتفصيل گذشت و شرح مرام مصنّف در پيش بطور مستوفى تقرير شد ازاينرو در اينجا تنها بتوضيح مفردات عبارت بسنده مىشود .
قوله : انّه و ان اشتهر بين الاعلام : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد .
قوله : و قد بيّنّاه فى الفوائد : ضمير در « بيّنّاه » به معناى حرفى راجع بوده
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 305
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٥