تحرير و شرح
مشتقّ باصطلاح اهل ادب عبارتست از لفظى كه از لفظ ديگرى اخذ شده مشروط به اينكه با مأخوذ منه در اصل حروف و ترتيب آنها موافق باشد همچون ضارب كه از ضرب اخذ شده و چنانچه ملاحظه مىشود حروف سهگانه ( ض - ر - ب ) در ضارب بوده و علاوه برآن ترتيب اين سه نيز در « ضارب » مراعات شده يعنى ابتداء ( ض ) و بعد ( راء ) و سپس ( باء ) قرار گرفته است .
البتّه اين تعريف شامل مصادر افعال ثلاثى مزيد نيز مىشود درحالىكه اين اطلاق در اينجا مقصود نمىباشد و همانطورىكه مرحوم مصنّف فرموده مراد از مشتقّ در اين مقام صرفا ذواتى هستند كه مبدأ و حدث بر آنها جارى شده و اين ذوات به آنها متّصف مىباشند همچون اسم فاعل ، اسم مفعول ، صفت مشبّهه ، صيغه مبالغه ، اسم زمان ، اسم مكان ، اسم آلت .
ناگفته نماند : همانطورىكه مقصود از « مشتقّ » در اينجا معناى واسع اصطلاحى آن نيست تا شامل مصادر ثلاثى مزيد نيز باشد بلكه منظور خصوص ذواتى است كه متّصف به مبدأ و مصدر باشند عينا مىگوييم در بين اين ذوات متّصف فرقى نمىكند بين انحاء اتّصافشان چه بنحو حلول باشد همچون كلمه « مريض » كه « مرض » در ذات حال است يا بطور انتزاع بوده مانند « مالك » كه صفتى است منتزع از علاقه بين شخص و ملك يا به واسطه صدور صورت گيرد مثل « ضارب » كه « ضرب » از ذات صادر مىشود .
بنابراين وجهى براى كلام مرحوم صاحب فصول به نظر نمىرسد كه بحث را اختصاص بخصوص برخى از مشتقّات دادهاند :