تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
و در علّت اين گفتار چنين مىفرمايد : مطلقات صادره از شارع در ارتباط به بيان ماهيّات معاملات و تقرير احكام آنها جملگى در مقام بيان بوده به‌طورىكه تمام اجزاء و شرائط معتبر را بيان نموده‌اند حال اگر جزء و شرط مشكوك در واقع معتبر مىبود با اين فرض كه اطلاق در مقام بيان صادر شده على القاعده بايد نامى از آن برده مىشد و چون اسمى از آن برده نشده و كوچك‌ترين اشاره‌اى باعتبار و لزومش نشده لاجرم مىتوان از آن كشف نمود كه بعنوان شرط و جزء لازم و واجب نيست فلذا مشهور از علماء با اينكه الفاظ معاملات را همچون اسامى عبادات موضوع براى خصوص صحيح مىدانند در جزء و شرط مشكوك به اطلاقات تمسّك كرده و شكّ را بدين‌وسيله زائل مىسازند .

استدراك

سپس مرحوم مصنّف در مقام استدراك مىفرمايد : بلى : اگر ماهيّت معامله‌اى از نظر عرف مشكوك بود به اين معنا كه ايشان نيز در جزء و يا شرط بودن امرى مردّد بودند به‌طورىكه بدون رعايت آن صدق اسم مشكوك و تحقّق ماهيّت غير معلوم باشد قاعده مقتضى است كه احتياط كرده و آن امر مشكوك را بياورند و ديگر جائى براى تمسّك باطلاق نمىباشد زيرا بدون رعايت آوردن مشكوك اصل مقتضى است كه معامله واقع شده مؤثّر نباشد . قوله : لا يوجب اجمالها : يعنى اجمال الفاظ . قوله : كالفاظ العبادات : يعنى الفاظ عبادات بنا بر اينكه براى خصوص صحيح وضع شده باشند مجمل مىشوند . قوله : لا يصحّ التّمسّك باطلاقها : يعنى اطلاق الفاظ معاملات . قوله : فى تأثيرها : يعنى تأثير معاملات . قوله : و ذلك : يعنى امّا بيان وجه عدم اجمال در الفاظ معاملات . قوله : و ذلك : يعنى امّا بيان وجه عدم اجمال در الفاظ معاملات .